دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
552
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
سبكها ، بازىاى بوده كه حالا ديگر بهكار نمىآيد ؛ ولى مادامىكه در ابهام باشد نظرها را به سوى خود جذب خواهد كرد و تحسين و اعجاب درپى خواهد داشت . چنان كه برخواهيم نگريست ، نوع ذوق و سليقهاى كه اين نثر قلمبه را بوجودآورده ، اصلا در شعر كارساز نبوده است . ادبيات منثور متخيلانه به مفهومى كه در غرب شايع است ، در تاريخ ميانه ايران وجود نداشت ، ازاينرو سنت ادبى ايران از رمان ، داستان كوتاه و نمايشنامه تهى و خالى است . ولى در جايىكه نثر متخيلانه وجود داشته مثلا در طنزها و حماسههاى عاميانه ، از نثرى احساسى و غيرمتكلف استفاده مىشده است . امّا از طرف ديگر ، شعر خيالپردازانه در شعر فارسى دامنه بيكران داشت و نهتنها مشمول شعر عرفانى و دنيوى مىشد بلكه تحميديهها ، حماسهها و انواع اشعار تعليمى و تربيتى را نيز در شمول خود داشت . ادبيات داستانى و داستان در نظم متجلى مىشد ولى قالب مثنوى نيز كه براى اشعار روائى به كار مىرفت ، وسيلهاى براى انواع ديگر ادبى هم بود . تعداد بيشمارى از مثنويها در دوره مورد بحث ما ، بخصوص در تقليد از خمسه نظامى استاد سده ششم / دوازدهم و يا امير خسرو دهلوى شاعر پارسىگوى هند در سده هفتم / سيزدهم و گاهى هم به تقليد از بوستان سعدى به نظم آمد . اين مثنويات شامل آثار روائى ، عرفانى و اخلاقى بودند . در سرتاسر اين دوره قصيده كه شعرى مركب از بيستوپنج تا هفتاد بيت بود و گاهى به دو برابر اين مقدار هم مىرسيد ، همچنان سروده مىشد ، ولى از اهميت و منزلت آن كاسته شده بود . از قصيده بيشتر براى مدح استفاده مىكردند . قصايد معتنابهى را شاعران دربارى در ستايش شاهان تيمورى ، تركمان ، شيبانى و امپراتوران مغول هند و اعيان و اذناب آنها سرودند . از سده چهاردهم به بعد مقدار معتنابهى شعر هم در منقبت ائمه شيعه سروده شد . از شاعران عمده شيعى عهد تيمورى مىتوان به افراد زير اشاره كرد : خواجوى كرمان ( متوفى 753 / 1352 ) ، سلمان ساوجى ( متوفى 778 / 1376 ) لطف اللّه نيشاپورى ( متوفى 812 / 1409 ) عصمت بخارائى ( متوفى 829 / 6 - 1425 ) نعمت اللّه ولى ( متوفى 834 / 1431 ) امير شاهى ( متوفى 857 / 1453 ) ابن حسام ( متوفى 875 / 1470 ) فغانى ( متوفى 925 / 1519 ) و اهلى شيرازى ( متوفى 942 / 1535 ) . ولى غزل در پايگاهى و الا قرار داشت و هر شاعرى خود را در آن مىآزمود تا آنجا كه ساير قوالب شعرى را تحت الشعاع قرار داده است . غزل كه مركب از شش تا چهارده بيت بود قالب عمده و ابزار اصلى شعر غنائى و تغزلى برشمرده مىشد . زمانيكه شاعرى مىخواست طبعآزمايى